سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

504

تاريخ ايران ( فارسى )

و تسليم گرديد « 1 » . در ژانويه سال 1857 سرجيمز اوترم « 2 » فرماندهى قواى انگليس را بدست گرفت و مصمم گشت كه به نيروهاى ايرانى كه مطابق خبر واصله در برازجان واقع در 46 ميلى بوشهر طرف شيراز موضع گرفته بودند حمله ببرد . ستون نيرومند بريتانيائى اين قلعهء مستحكم را تخليه شده يافته و ديد كه دشمن با حالت وحشت‌زده‌اى فرار كرده بدون اينكه فرصت حمل لوازم اردو و يا مهمات جنگى را داشته باشد . اوترم داراى وسائل نقليه نبود و حاضر نشد كه خود را در خطر انداخته و گرفتار گردنه‌ها و كوههاى صعب العبور نمايد . در نتيجه پس از انفجار انبار مهمات ايران شبانه بسوى بوشهر حركت نمود . سردار ايرانى كه بواسطهء انفجار چهل هزار پوند ( در حدود 18 تن ) باروت از عقب‌نشينى آنها آگاه شد نيروى انگليسى را در تاريكى تعاقب نموده و در خوشاب آنها را گرفتار ساخته با زرنگى تمام با آتش توپخانه به آنها حمله كرد « 3 » . در سحر سوارنظام و توپخانهء انگليسى به پيشرفت پرداخت . اين عمل بوسيلهء توپخانه انجام گرفت و آرتش ايران را دچار خوف و هراس نمود . سومين سوارنظام سبك اسلحهء بمبئى به يك رژيمان ايرانى حمله كرده و از وسط آنها عبور نمود و افراد آن را بباد شمشير گرفت . اوترم از اسب خود به زمين افتاده بيهوش شد و اين حادثه سبب گرديد كه در پيشرفت پياده‌نظام تأخيرى روى دهد . هرچند كه سوارنظام و توپخانه جنگ را واقعا برده بودند ، ايرانيان با نظم تمام عقب نشستند و نظر به كمى

--> ( 1 ) - يك دوست ايرانى كه سنش بالغ بر هشتاد بود براى من چگونگى فرار خود را با مادر و خواهرانش از بوشهر شرح داده و ميگفت كه چگونه سربازان فرارى ايرانى او را در « احمدى » اولين منزل خارج شهر لخت كردند . پدر او كه كارگزار بود به هندوستان برده شد و چنين به نظر ميرسد كه با او در آنجا به خوبى رفتار نموده‌اند . ( مؤلف ) . ( 2 ) - Sir James Outram ( 3 ) - بهترين شرح راجع به اين جنگ را ژنرال « بالارد » ( در آنوقت ستوان بود ) در مجلهء ( جنگل سياه ) شمارهء سال 1861 داده است . ( مؤلف )